عشق بازی من و پاهام

عشق بازی من و پاهام

من یه روح سرگردانم و از جهان دیگه دارم پست میذارم
عشق بازی من و پاهام

عشق بازی من و پاهام

من یه روح سرگردانم و از جهان دیگه دارم پست میذارم

از ساعت خوابمون یه ساعت گذشته

عشق چپم یه کوچولو اوخ شده، عشق راستمم الان یه کوچولو درد داره، فکر کنم جفتشون بوس بوس میخوان، پسرای لوسم.

حالا میخوایم سعی کنیم بخوابیم، با این سروصدای مسخره فوتبال...، نمیدونم چرا تایم توی خونه اینقدر زود میگذره، ولی خب بازم حداقل خوش میگذره، البته نه همیشه و نه صد در صد،  اون بخش عشقبازیای خودمون منظورمه... بازم خوبه، خداروشکر

برای زندگیمون فعلا هیچ برنامه خاصی نداریم، جز همون داستان ملک اربابی مون که پول زیاد میخواد، با محاسبه من، سخت بهش میتونیم برسیم، میترسم تا اون موقع پیر شده باشیم، صبر کنیم ببینیم چی میشه.

آدم در لحظه باید زندگی کنه، ولی از آینده هم نباید غافل بشه، ولی وای به روزی که نه تو لحظه زندگی کنه و نه برنامه ای برای آینده چیده باشه!

گربه ناقلا

داشتیم از پله های مترو بالا میرفتیم، عشقام جوگیر شدن روی سرپنجه شروع کردن بپر بپر روی پله ها، تا خواستم بهشون بگم عجله نکنین، دیدم یه پیشی ناقلا از کنارمون از پله ها پایین رفت، ماهم از ترس اینکه نخوره بهمون کشیدیم کنار، نزدیگ بود پرت شیم پایین

خدا بهمون رحم کرد، از دست بازیگوشی عشقام... هی میگم راه پله جای بازیگوشی نیست، گوش نمیدن که، دوتا بچه لوس ملوس شدن 

جاتون خالی

یه ساعتی با عشقای خسته م تنها بودیم، حسابی ماساژشون دادم، امروز برای خودشون کلی بازی گوشی کردن روی پله های مترو با سرپنجه بپر بپر کردن رفتن پایین، بعد هم پله ها رو دوتا دوتا بالا رفتن که از جمعیت زود فاصله بگیریم که خوشمون نمیاد...

الانم که طبق معمول مثل مرغ خوابمون میاد، هنوز ساعت ۱۰ نشده، لش کردیم رو تخت، مسواک هم که نزدم...

خیانت

از آمار بالای طلاق براحتی میشه متوجه شد که مردم خیانتکار شدن... ماده ها شب عروسی یه نگاه به داماد میندازن و تو دلشون میگن، اه اه کوتوله، دماغشو، شیکم گنده شو، اسکلت برقی، دراز بی خاصیت... کاش حداقل شبیه این بود، یا شبیه اون بود...

نر ها هم فردای عروسی بعد از اینکه اولین غر رو از عروس خانم شنیدن یاد دوست دختراشون میفتن و توی دلشون میگن فلانی اگر اخلاقش مث این بود حداقل دافی برا خودش بود...

خلاصه فکر همه رفته این سمت که اون یکی بهتره این یکی بدتره و حالیشون نیست هرکسی نقاط قوت و ضعفی داره و هیچکس ایده آل نیست...


خلاصه این نصیحتم برای شماها بود، من و عشقام هیچوقت به هم خیانت نکرده، نمیکنیم و نخواهیم کرد، از اولین تجربه باهم عشق بازی کردیم و همیشه باهم عشق بازی میکنیم و هیچ مزاحمی هم به حریم خصوصی خودمون راه نمیدیم

روانکاوی

داشتم به این فکر میکردم که توی پستی بلندی زندگی، یه جاهایی آدم رد میده، به روانشناس مراجعه میکنه، به روانپزشک مراجعه میکنه، قرص میخوره، سیگار میکشه و هزار کوفت و زهر مار دیگه...

ولی خب، من دوتا روانپزشک عشق دارم، هروقت  و بی وقت مشاوره بخوام، یه کوچولو مشاوره ازشون میگیرم و بعدش اوکی میشم

فقط بعضی وقتا از مشاوره هاشون سیر نمیشم، هی میخوام مشاوره بهم بدن، حتی بعد از اینکه درمان انجام میشه بازم درمان ازشون میخوام

عمرا منظورمو بفهمه کسی... عه تو فهمیدی!؟ خوش بحالت! حالا تو هم ازشون مشاوره میخوای؟ وقت گرفتی از قبل؟ وقت بهت نمیدن چون یه مریض دائمی دارن

هیستوری

من از وقتی که یادم میاد، وقتی که یه پسر کوچولو بودم و عشقامم مثل خودم کوچولو موچولو بودن، یادمه همیشه از تماشای عشقام لذت میبردم، البته نه به معنی صرفا لذت جنسی، اون موقع که این چیزا حالیمون نبود، منظورم یه جور لذت هیجانیه، ولی خب نمیدونم چرا، دوست نداشتم هیچ کس دیگه عشقامو ببینه شون.

نمیدونم روشون غیرت داشتم مثلا، یا چی، یا شایدم خودشون خجالتین، ولی ممکنه که همیشه دوست داشته ام فقط و فقط خودم از دیدنشون هیجان زده بشم و لذت ببرم.

بخاطر همین در انظار عمومی، هیچوقت بدون جوراب حاضر نشدیم، شایدم یه مواقعی شده... بهش فکر نمیکنم چون اعصابمون خورد میشه...

وقتی به سن نوجوونی رسیدیم، یه شب تو خواب دیدم عشقام لخت شدن، فکر کنم یه جایی مثل توی کلاس توی مدرسه بودیم، اون شب یه حال عجیبی توی خواب پیدا کردیم، هم وحشت زده شده بودیم هم شهوت زده... و وقتی از خواب پریدیم، متوجه شدیم عشق و علاقه ما به هم بیش از یه علاقه معمولیه...


حتما اینارو خوندی میگی عجب آدم عجیب غریبیه، ولی از نظر ما، شماها عجیب غریبین و ما توی دنیای یه مشت آدم عجیب و غریب گرفتار شدیم و حتی هیچوقت هیچ دوستی مثل خودمون نخواهیم داشت! نیازم نداریم...

فاز الانمون

الان دوست داریم بشینیم پشت فرمون، توی جاده تاریک و خلوت، این آهنگو با صدای تا ته بلند بذاریم، یه جاهاییش من باهاش میخونم، عشق راستم پدال گازو تا ته فشار میده میچسبم به صندلی و عشق چپمم تکنو بزنه

Every time I lose my self-control
It feels like I can't let you go
I'm at the point of no return

Don't ever wanna come back down
I'm up so high above the ground
This feeling I will always yearn

Drifting away
I'm flying
I'm gonna head for paradise
Nothing to say
I'm climbing
I wanna stay right here tonight

Drifting away

نوشابه

عشقام هوس کردن جفت بشن توی یه ظرف، روشون نوشابه کولا گاز دار بریزم ، روشون کف کنه  و برن زیر کفا قلقلکشون بیاد، بعد یخ خرد شده بریزم روشون خنک بشن، یخرده اون تو بازی بازی کنن، بعد نوشابه رو توی لیوان بریزم، عشقام که خشک شدن نوچ نوچ بشن و هی باهم نوچ بازی کنن و منم نوشابه رو بنوشم مست بشم...

چیه لابد فکر کردی لیوان نوشابه رو واسه تو نگه میداریم

جنگ تا پیروزی یا شکست

خب فکرامونو کردیم، تا آخر خرداد به جنگ ادامه میدیم، هیچ توافق و صلحی در کار نخواهد بود، شاید پای میز مذاکره بازم بریم ولی همش فرمالیته ست.

دشمن خواسته های احمقانه خودشو میخواد تحمیل کنه بهمون، ولی میدونیم که دنبال یه پروژه خاص هست که ازش سر در بیاره و بدزده و بره بیرون بفروشه. واقعا خوندن ذهن این عوضی بیش از حد برامون راحته، کاش یه مورد سخت تر میومد یه ذره به چالش میفتادیم سر این که چی تو ذهنشه

ولی نه شوخی کردم، دشمن نادان، به از دشمن داناست، البته ممکنه با نادان دوست بشیم، ولی با دانا دشمن نمیشیم، دست کم اینو میدونیم‌.

خب پس به نبرد ادامه میدیم، ببینیم چی میشه، ما برای هر دو حالت شکست یا پیروزی آماده ایم ولی حالت سوم، یعنی تسلیم: نه نه نه...

آهای تویی که داری میخونی، فقط اگه طرفدار مایی مجاز هستی فقط و فقط یه لحظه عشقامو توی ذهنت تصور کنی، اگر هم طرفدار ما نیستی به منزله طرفداری از دشمن ماست، زود بزن به چاک و برو خودتو با دشمنمون توی هر حالتی که دوست داری تجسم کن!

برگ گل داخل جوراب

یه بار چندتا گل خوشبو چیدیم، دقیق یادم نیست چه گلایی بود، فکر کنم یاس و رز و لاله عباسی بود و گلبرگ ها رو جدا جدا کردم و توی جورابای عشقام ریختم.

بعد یه مدت که با عشقام رفتیم پیاده روی و برگشتیم، همین که از توی کفش هاشون بیرون آوردمشون، عطر گلا پیچید و مستم کرد

ترکیب جالبی بود، بدبختی الان توی یه آپارتمان و مسیر خونه تا محل کار و توی اتاق محل کار حبس شدیم هیچ کاری نمیتونیم بکنیم، جز اینکه شبا موقع خواب بغلشون کنم